من در آستانه قرن گذشته از مدرسه خارج شدم. در حال حاضر، استاندارد یک فقیر "فنی" و یک پسر مجرد است، اگرچه او در گذشته چندین دوست دختر داشته است.
وقتی برای اولین بار از مدرسه خارج شدم، وارد مقطع کارشناسی ارشد شدم. رهبری همچنین به من این هاله را داد که "بسیار توانا و قادر به انجام کار مستقل بلافاصله پس از فارغ التحصیلی" هستم. رهبران ارشد وقتی در تعطیلات غذا می خوردند در ملاء عام از من تمجید می کردند.
با اینکه تمام تلاشم را می کنم که انسان باشم و دم بین پاهایم باشد، اما نمی توانم از سرنوشتم فرار کنم. یا قربانی مبارزات رهبران شوند.
با نگاهی به گذشته، در آن زمان من هنوز کودک بودم، جوانی که اغلب رهبران به آن اشاره می کنند.
02
راستش را بخواهید وقتی انسان غمگین است و پس از کار سخت با نتایج ناعادلانه و تاریک روبرو می شود و به شادی ها و لحظات باشکوه گذشته می اندیشد، حال و هوای او بسیار پیچیده می شود، از جمله از دست دادن، غم و حسرت... . .اشک ها شورند، بدون ذره ای از شیرینی که به یاد بیاوری.
من حتی در کلیسا دعا کردم و از خدا پرسیدم: راه خروج کجاست؟
03
حالا از خودم بگویم. من به دیدن همه چیز عادت کرده ام. من به خاطر انباشته شدن دارم انباشته می کنم. مخفیانه مشغول مطالعه برای مدارک، امتحانات و عناوین حرفه ای است. ما در واقع در حال انباشت فناوری و صنعت، انباشت دانش و مهارت هایی هستیم که ممکن است روزی مفید باشد، اما ممکن است در ذهن برخی افراد بی معنی باشد.
زیرا امیدوارم هر روز زندگی من پربار، هدفمند و انباشته باشد. مردم باید زندگی خود را بدون توجه به هر چیزی، اعم از جارو کردن خیابان ها، چیدن پارچه های پارچه ای، نوشتن کد، یا تنظیم تابلوها، زندگی کنند.
اما من در مزایای هیچ حرفه ای شک ندارم. در واقع، مهم نیست که چه زمانی می آید، ثروت و شهرت متعلق به چند نفر است.
من این را انکار نمیکنم که گاهی مردم برای ثروتمند شدن، کسب سود و دنبال کردن آنچه میخواهند، دست به هر کاری میزنند. دلتنگ شادی دیگران و انرژی عظیم خودشان هستند. در نتیجه ممکن است ثروتمند نشده باشید و همه چیز داشته باشید، اما همچنان بدون مردن اینگونه زندگی می کنید. آیا این با آنچه شما در مورد مبارزه برای فردا و یافتن راهی برای خروج گفتید تفاوت زیادی ندارد؟
04
به خاطر میآورم که در هر گروهی که دیدهام، افراد سطوح بالا افرادی با مهارتهای خوب، ویژگیهای جامع و افرادی نیستند که مایل به انجام یک کار در سکوت باشند.
در واقع، افرادی که به فناوری مشغول هستند، خود گروهی نسبتاً ساکت در گفتار و کردار هستند. مهندسان در اصل متخصصان فنی هستند و ارتباط چندانی با ثروت و شهرت ندارند. شاید امروز یک مهندس باشم، شاید فردا یک کارگر ماهر باشم. این یک چیز بسیار کاربردی است، زیرا من می خواهم زنده بمانم و غذا بخورم. من می خواهم خانواده و شغلی داشته باشم. این مسیر زیر پا است.
البته شاید فردا آنقدر خوش شانس باشم که سرپرست یا مدیر شوم. شما فقط یک فرد فنی هستید، زیرا نمی توانید در تمام زندگی خود یک سرپرست یا مدیر باشید. اگر فرصت ایفای این نقش را داشته باشید، ممکن است تا 5 سال طول بکشد. البته، مزایای شما ممکن است در این دوره زمانی بسیار زیاد باشد. شما ابتدا پول دارید و بعد احساس می کنید که مورد توجه شما قرار می گیرد.
تا جایی که به شخص مربوط می شود، فارغ از تحصیلات، توانایی، سطح و تجربه، هر چه سطح بالاتر باشد، سطح پایین تری دارد. شما نمی توانید همیشه در همه جنبه ها خوب باشید و همیشه نمی توانید از هر نظر بد باشید.
05
من زندگی خودم را بهتر از همه میدانم، بنابراین از افرادی که طرفدار فناوری در هر گروهی هستند متنفرم و به کسانی که جاهطلبیهای بالا و تواناییهای پایینی دارند با تحقیر نگاه میکنم. او پر از اصطلاحات فنی پیشرفته است و می تواند برای مدت طولانی در مورد آن صحبت کند. در دلم بیشتر از همه مخالف نوشتن چند جمله زیر ads1.2 همین الان بودم. من به 51 نگاه کردم، اما هرگز جمله ای در مورد 51 ننوشته بودم.
من فکر می کنم هر چه چیزی ساده تر باشد، افراد کمتر آن را به خوبی انجام می دهند. در واقع، قیمت یکسان است، اما مردم آن را به خوبی انجام نمی دهند.
پس کدام یک از ما به خرید محصولات تولید داخل عادت کرده ایم؟ کدام محصول می تواند به طور مستقل توسط صنعت بدون افراد آلمانی، آمریکایی، ژاپنی یا حتی کره ای توسعه یابد؟ پس از مشاهده نقشه های معماری 32-بیت، صحبت در مورد sdram برای مردم بسیار خسته کننده است. افتتاحیه در مورد توسعه مدیریت است که به اصطلاح به آن می گویند: بلند ایستادن و دور دیدن، مشکلات با عمق دیدن!
آسمان! ! من فکر می کنم برای چنین فردی بهتر است در وهله اول این حرفه را انتخاب نکند، زیرا آیا رهبری گروهی از افراد "فنی" که فکر می کنید به آنها تحقیر می کنید کسل کننده نمی دانید؟
بنابراین، اگر تواناییهای قوی، مهارتهای رهبری و توانایی مبارزه روانی دارید، لطفاً وارد سیاست شوید. با ما درگیر نباشید، این کار به محیط صنعت آسیب می رساند و شغل دیگران را خراب می کند.
06
این مهم است که بدانید چه برنامه ای دارید، زیرا این نگرش شما را تعیین می کند. من فکر نمی کنم که شما نباید نگرش خود را نسبت به مردم در مورد فناوری اعمال کنید. واقعاً پس انرژی فنی شما باید پراکنده شود.
در واقع چه کسی احمق است؟ احمق ها آن رفقای هستند که همیشه دیگران را احمق می پندارند.
همچنین، به نظر می رسد که عاقل و احمق بودن از مد افتاده است، درست است؟ اما وقتی همه چت می کنند و می خندند، به این معنی نیست که احمق هستند. اینقدر آدم باهوش نباشید: فقط بعد از خواندن کتاب، از پرسیدن سوال بیرون می روید. در واقع سطح توانایی فنی اساساً یکسان است. اگر سطح بسیار متفاوت باشد، آنها همتا نیستند.
07
امروزه مردم محبوب را بیش از حد دوست دارند. در این دوران انجام کاری بی سر و صدا و واقع بینانه روز به روز دشوارتر می شود. اغراق و بی حوصلگی همیشه موضوع آهنگ هاست. من تمام روز مفاهیم مزخرف را بلدم خدای من! آیا شما و همسرتان هر روز در خواب می خوابید؟
به عنوان مثال، نیروی دریایی Beiyang از سلسله چینگ در رتبه ششم جهان قرار گرفت. ژنیوان و دینگیوان هر دو در آن زمان 8 تن{1}} اربابان دریایی بودند. میدونی این چیه؟ جنگندههای ژاپنی کوچک بودند و کالیبر تفنگهای شلیک سریع آنها کوچک بود، اما تقریباً هر چیزی را که غیرممکن به نظر میرسید یکباره غرق کردند. هنگامی که ژنیوان و دینگیوان از خارج از کشور بازگشتند، چین عمداً نزدیک بندر ژاپن در شانگهای حرکت کرد. به این ترتیب کشتی های جنگی تا حد زیادی عزت نفس ژاپنی ها را از بین بردند. درک اینکه این نمایش عزت ملی، خودنمایی است برای ما سخت نیست!
بنابراین حتی کودکان ژاپنی شروع به بازی کردن بازی هایی مانند ژنیوان و دینگیوان کردند. ژاپنی ها نه پول داشتند، نه منابع و تقریباً هیچ توانایی برای داشتن چنین چیزهایی نداشتند. در نتیجه ژاپنی ها تقریبا 8 سال سکوت کردند.
حتی در آستانه جنگ، یوشینو ژاپن فقط به دنبال بستن کمربند شهروندانش و خرید آن بود در حالی که چین در حال بحث در مورد طرح ساخت دفاع ساحلی خود بود! پس به رخ کشیدن جلال خود موقتی است. بیشتر به لحظات تاریک خود فکر کنید و احساس راحتی و مهربانی بیشتری خواهید داشت. هیچ کس حاضر نمی شود روی شما پا بگذارد و حتی باعث می شود که برای همیشه پای خود را از دست بدهید.
بنابراین، این روش بهتر و موفقتری برای تکنسینها است که کارها را در سکوت انجام دهند.
اگر رهبر هستید: وقتی ذهن شما آزاد است، می توانید به طور خلاصه افرادی را در نظر بگیرید که فقط فنی هستند و به نظر شما باهوش نیستند اما آنها را درک نمی کنند.
08
در پایان، اجازه دهید در مورد راه خروج صحبت کنیم: به نظر من شما که توانایی دارید، نباید دیگران را مقصر بدانید و بگویید که الان توانایی ندارید. در عوض، او نقطه شروع سفر خود را پیدا کرد.
شما باید بدانید که چه کاری می خواهید انجام دهید، اما چگونه آن را به خوبی انجام دهید آسان نیست. در واقع، با وجود فناوری در ته ظرف، بقیه چیزها به شما بستگی دارد که باید در نظر بگیرید. برخی چیزهایی نیستند که من فوراً به آنها فکر کنم، بنابراین نیازی نیست.
اگر جوان هستید و نیازی به فکر کردن زیاد نیست، درک آینده دشوار خواهد بود. به یک نقطه شروع فکر کنید.
اگر دیگر جوان نیستید، از خود بپرسید که آیا آینده واقعی خود را از دست داده اید، زیرا هرگز به آن فکر نکرده اید و زمان ارزشمند جوانی خود را با سردرگمی و تردید تلف کرده اید. در نهایت کاری را که قرار بود به خوبی انجام ندادم. من مدت زیادی بیهوده کار کردم تا یک رهبر باشم و یک شرکت راه اندازی کنم، اما چتر نجات خودم را رها نکردم و چتربازی را یاد نگرفتم.
حتی برای یک روز متوجه شدم که فروش صبحانه همچنان می تواند درآمد خوبی داشته باشد. شاید واقعاً این کار را انجام دهم، زیرا می توانم زندگی شادی داشته باشم. من معتقدم اکثر زندگی ها دقیقاً اینگونه است.
به یاد داشته باشید، تکنسین های واقعی اساساً بعد از 35 سالگی بالغ می شوند! !





