در وضعیت اخیر خاورمیانه، یک نام اغلب-"سلتزر" ظاهر می شود.
در تاریخ پانزدهم، خبرگزاری تسنیم ایران به نقل از بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گزارش داد که سپاه پنجاه و چهارمین موج عملیات True Commitment-4 را با استفاده از موشک های بالستیک سلتزر برای حمله به اهداف اسرائیلی راه اندازی کرده است. در این بیانیه مدعی شد که موج 54 حمله به مراکز فرماندهی عملیات هوایی اسرائیل، تأسیسات اصلی نظامی و دفاعی و تمرکز نیروها حمله کرد. در این عملیات از موشکهای خرمشهر، ناوشکن قلعه و عماد استفاده شد و اولین استفاده از موشک بالستیک سلتزر در این دور درگیری بود.
آیا ظاهر آن نشان می دهد که جنگ موشکی در خاورمیانه وارد مرحله جدیدی می شود؟ [تصویر پرتاب موشک سلتزر-2 توسط ایران]
سلاح سلتزر دقیقا چیست؟
سلتزر یکی از مدل های مهم در سامانه موشکی بالستیک ایران است. این یک موشک بالستیک دو مرحلهای-سوخت جامد-سوخت متوسط-با برد بیش از 2000 کیلومتر است که میتواند کل خاک اسرائیل را پوشش دهد. در مقایسه با موشکهای{7}}با سوخت مایع سنتی، سوخت جامد در کارخانه از قبل بستهبندی میشود، که نیاز به سوختگیری را از بین میبرد و به موشک امکان میدهد بسیار سریعتر برای پرتاب آماده شود. به گفته وی دانگسو، ناظر نظامی دوربین مداربسته، موشک "Mudstone" دارای قابلیت های پرتاب متحرک قوی است که امکان استقرار سریع و عقب نشینی از پرتابگر خود را فراهم می کند، بنابراین بقای خود را تحت فشار حمله هوایی افزایش می دهد. به طور همزمان، طراحی سرجنگی و مسیر پرواز آن، قابلیتهای نفوذ آن را افزایش میدهد، دشواری رهگیری را در مرحله ترمینال افزایش میدهد و امکان حملات مؤثرتری را علیه اهداف{11} با ارزش بالا فراهم میکند. این منجر به عملکرد کلی نسبتاً متعادل در محدوده، دقت و قابلیت نفوذ می شود. اولین استفاده از "Mudstone" در این دور از درگیری، از یک سو نشان میدهد که ایران هنوز توانایی استقرار مستمر موشکهای{14}در برد متوسط را دارد و سیستم موشکی آن بهطور قابل توجهی تضعیف نشده است. از سوی دیگر، این نوع موشک عمدتاً برای حمله به مراکز فرماندهی، سیستمهای دفاعی، و تأسیسات نظامی مهم استفاده میشود که نشاندهنده تغییر تمرکز به سمت اهداف با ارزش{15} است. به گفته وی دانگسو، ناظر نظامی دوربین مدار بسته، استفاده از موشکهای پیشرفتهتر در ضدحمله نشاندهنده عدم تمایل ایران به سازش آسان در این بازی است که هدف آن افزایش هزینهها و فشار واکنش حریف از طریق تشدید شدت حملات است. این انتخاب هم نشان دهنده یک ارتقاء تاکتیکی و هم یک استراتژی روشن ضمنی است.
چرا سامانه دفاع موشکی تحت فشار است؟
از منظر سیستمی، ایالات متحده و اسرائیل یک شبکه دفاع موشکی چند لایه در خاورمیانه ایجاد کردهاند که شامل هشدار زودهنگام فضایی، تشخیص راداری دور برد-و اجزای متعددی مانند سامانههای رهگیر مبتنی بر THAAD، پاتریوت و دریا-میشود. این باید یک قابلیت دفاعی قوی ارائه می کرد. با این حال، در رویارویی های واقعی، این سیستم با فشار قابل توجهی مواجه است. از یک سو، اگر گرههای کلیدی مانند رادارهای هشدار زودهنگام با برد بلند- آسیب ببینند، قابلیتهای تشخیص و واکنش کل زنجیره دفاعی تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. از سوی دیگر، روشهای حمله از حملات تک موشکی به حملات هماهنگ، چند جهته، و چند{10}{10}}حملات اشباع دستهای با استفاده از موشکهای بالستیک و هواپیماهای بدون سرنشین تغییر یافته است، و سیستمهای رهگیر را برای ارائه پوشش جامع دشوار میسازد. به طور همزمان، تفاوت هزینهها بین طرفهای تهاجمی و دفاعی به تدریج آشکار میشود{12}روشهای تهاجمی ارزانتر هستند، در حالی که موشکهای رهگیر مورد نیاز برای دفاع پرهزینه هستند و اغلب به چندین موشک برای استفاده ترکیبی نیاز دارند که فشار سایشی را بیشتر میکند.
روش جنگ در حال تغییر است. به جای اینکه بگوییم «لغزش» مسیر جنگ را تغییر داد، منعکس کننده سیر تکاملی شیوه جنگ است. حمله و دفاع موشکی کنونی از تکیه بر مزیت های تکنولوژیک به جنگ فرسایشی که بر فناوری و مقیاس تأکید دارد، تغییر می کند. از یک سو، عملکرد موشک با تأکید بر نفوذ و بقای خود به بهبود ادامه میدهد. از سوی دیگر، تعداد زیادی از پهپادهای ارزان{3} وارد میدان نبرد شدهاند که از طریق برتری عددی فشار پایداری ایجاد کرده و رویکرد دفاعی جدیدی به نام «استفاده از پهپادها برای مقابله با هواپیماهای بدون سرنشین» ایجاد کردهاند. در این زمینه، حملات دیگر فقط برای دستیابی به یک ضربه نیست، بلکه در مورد تخلیه منابع دفاعی حریف از طریق حملات مداوم و چند موجی است که به تدریج دشمن را در حالت دفاعی قرار می دهد. این تغییر حمله و دفاع موشکی را به رقابتی جامع از منابع، هزینه و قابلیتهای تامین مجدد تبدیل کرده است. سامانههای دفاع هوایی و ضد موشکی گذشته عمدتاً برای هدف قرار دادن تهدیدهای محدود و مسیرهای قابل پیشبینی طراحی شده بودند. در حال حاضر، آنها با حملات کمهزینه-در مقیاس بزرگ{10}}و پیوسته مواجه هستند. پیدایش "لغزش" پایان نیست، بلکه نقطه ای در این روند تغییر است. با ادامه کاهش هزینه های تهاجمی و افزایش هزینه های دفاعی، حفظ کارایی سیستم دفاعی به موضوعی جدید و مبرم تبدیل می شود.





