◇ بخش تولید، بخش کیفیت و بخش فناوری سه بخش مهم شرکت هستند. هر بخش مسئولیت های متفاوتی دارد و نقش های متفاوتی را در شرکت ایفا می کند. البته گاهی دعوا هم می کنند...
◇ اما در مدیریت کیفیت، هیچ یک از این سه برادر و خواهر نباید غایب باشند.
تصویر
◇ درک بسیاری از شرکای سطحی حتی گیجکنندهتر است: تولید فکر میکند که کیفیت چیزی جز صحبت کردن انجام نداده است. برعکس، پرسنل با کیفیت اغلب تاکید می کنند که مدیریت تولید آشفته است و چنین کارهای ساده ای را نمی توان به خوبی انجام داد.
ایده های شهودی تر
1. مدیریت تولید
مدیریت تولید معتقد است که: می توان گفت که بخش تولید شریان بنگاه است و بخشی که مسئول سود تولید محصول شرکت است مرکز سایر بخش ها است. بدون تولید محصول، همه چیز صفر است! می توان تصور کرد.
2. مدیریت کیفیت
مدیریت کیفیت معتقد است که: اول از همه، الزامات کیفی وجود دارد، اینکه چه نوع محصولاتی باید ساخته شود، چه نوع الزامات کیفی باید برآورده شود و بخش بازار و کیفیت باید با توجه به نیاز بازار و مصرف کننده پیشنهاد دهد.
سپس بخش فنی مشخصات فنی مورد نیاز برای برآوردن این نیاز را تدوین می کند و مواد، تجهیزات و روش های فرآیندی را انتخاب می کند و در نهایت واحد تولید پرسنل را برای تولید سازماندهی می کند و کنترل کل فرآیند فرآیند مدیریت کیفیت جامع است، بنابراین مدیریت کیفیت اولین.
3. مدیریت فنی
مدیریت فنی معتقد است که مشتریان به محصولات با کیفیت بالا نیاز دارند و محصولات با کیفیت بالا از مشخصات فنی فرموله شده توسط بخش فنی و انتخاب مواد، تجهیزات تولید و روشهای فرآیند ناشی میشوند. بنابراین بخش فنی پیشرو در بهینه سازی تولید و ارتقای راندمان و کیفیت تولید می باشد. توسط.
تا کنون، درک شریک این است که بخش فنی برنامه ریزی توسعه را برای طراحی محصول و فرآیند تولید انجام می دهد. مدیریت تولید برنامه ریزی تولید و مدیریت فرآیند را بر اساس فرآیند تولید انجام می دهد. در فرآیند توسعه محصول و فرآیند و در مدیریت فرآیند تولید، بخش کیفیت نظارت را انجام می دهد که کنترل فرآیند است.
این سه مثل سه ملخ روی طناب هستند و بهترین راه این است که دست به دست هم بدهند. کار این سه پیوسته و وابسته به یکدیگر است.
بیایید دوباره به آن نگاه کنیم. مدیریت تولید باید اطمینان حاصل کند که 100 درصد استانداردها اجرا می شوند. در واقع کدام شرکت در دنیا استانداردهای کاملا صحیحی دارد؟ تخمین زده می شود که شرکت های داخلی زیادی وجود ندارند که بتوانند به 80 درصد استانداردها دست یابند.
حتی یک شرکت شناخته شده نمی تواند از نظر فرآیند و مهارت به طور تصادفی نتیجه گیری کند و اغلب زمینه های زیادی برای بهبود پیدا می کند، بنابراین مدیریت تولید اساساً در یک دوراهی قرار دارد.
توسعه و مدیریت سازمانی هرگز نمی توانند از هم جدا شوند، بنابراین مدیریت تولید همیشه به جای یک استاندارد 100 درصد بدون تغییر، روند بهبود مستمر را دنبال می کند.
در مورد مدیریت کیفیت، به نظر می رسد که پلیس درست است، اما اگر واقعاً در کار واقعی پلیس شوید، فکر می کنم دور از کار نیست، زیرا هنوز کارهای زیادی وجود دارد که نیاز به همکاری در کار واقعی دارد.
کار این سه همیشه پراکنده است و همکاری بین ادارات لازم است وگرنه هیچ بخشی نمی تواند به طور مستقل مشکلاتی را که در بخش خودش پیش می آید حل کند.
به بیان ساده، سه بخش به یکدیگر خدمت می کنند، یکدیگر را محدود می کنند و بر یکدیگر نظارت می کنند. تا زمانی که وضعیت های مربوط به خود را مرتب کنیم، می توانیم عمیقاً حس همکاری را درک کنیم:
وظیفه بخش ما پشتیبانی از دو بخش دیگر، که مشتریان من هستند، و در عین حال تقویت ارتباط بین بخش ها، انجام تجزیه و تحلیل وظایف در مورد حوادث، تعیین وظایف مربوطه و پشتیبانی از سایر بخش ها است.
درست است که روی تولید محصولاتی تمرکز کنید که مشتریان را برای شرکت راضی کند و به یاد داشته باشید: "مشتریان هنوز مشتریان داخلی دارند!"
محصولات طراحی شده فنی باید بتوانند به راحتی تولید شوند، کیفیت باید به موقع تشخیص داده شود تا تولید یا فناوری به مسیر اصلی بازگردد، تولید باید مطابق با الزامات تولید شود تا کیفیت کنترل شود و فنی مشکلات کیفیت باید به موقع گزارش شود تا بهبود کلی تسهیل شود.
در حالی که فناوری و کیفیت در خدمت تولید است، تولید نیز باید بر اساس الزامات تولید شود تا فرآیند تحت کنترل باشد و بازخورد اطلاعاتی به موقع باید به فناوری و کیفیت برای بهبود ارائه شود.
در واقع، روابط کاری اساسی هر بخش بر همکاری، ارتباط و هماهنگی برای دستیابی به هدف استراتژیک «یک جریب و سه زمین» بنگاه متمرکز است.





