Jun 28, 2025 پیام بگذارید

این روش های عملی می تواند به شما کمک کند هزینه های تولید را مستقیماً کاهش دهید

 

بقای شایسته ترین قانون اساسی رقابت در بازار است. هر شرکتی که می خواهد در رقابت بازار زنده بماند، در رقابت شدید بازار پیروز شود و به رشد و توسعه ادامه دهد، باید مزیت رقابتی خود را داشته باشد. کاهش هزینه ها روش اساسی برای کسب مزیت رقابتی است.

کاهش هزینه ها یک معدن طلا با پتانسیل عظیم است. کاهش هزینه ها برای دستیابی به منافع، تمرکز مهم مدیریت شرکت است.

کیفیت و کارایی فرآیند مدیریت سازمانی مستقیماً بر هزینه تأثیر می گذارد. کاهش هزینه ها مشکلی است که همه کارکنان شرکت باید با آن مواجه شوند. این امر مستلزم تقویت آگاهی همه کارکنان از «کاهش هزینه ها» و دستیابی به هدف کاهش هزینه ها از طریق مشارکت کامل شرکت و بهبود مستمر فرآیند کسب و کار شرکت است.

بر عادت هزینه کردن مسلط شوید

هزینه یک مفهوم مهم در مدیریت مالی شرکت است. فقط با درک واقعی مفهوم هزینه می توانیم هزینه را به عنوان یک ابزار مالی کنترل کنیم.

از دیدگاه های مختلف، هزینه مفاهیم اقتصادی متفاوتی دارد. مفهوم بهای تمام شده در معنای عام عمدتاً به بهای تمام شده حسابداری اشاره دارد. هزینه ای که در اینجا در مورد آن صحبت می کنیم بر اساس بهای تمام شده حسابداری است و گسترش آن به مقوله هزینه در مفهوم اقتصادی گسترش می یابد.

(I) هزینه حسابداری و هزینه فرصت

هزینه حسابداری یک مفهوم هزینه به معنای سنتی است. به مخارج مختلفی که یک شرکت در طول فعالیت خود متحمل می شود اشاره دارد. به طور کلی می تواند در حساب های مالی منعکس شود، بنابراین به آن هزینه تاریخی نیز می گویند. هزینه ای که معمولاً به آن اشاره می کنیم به طور کلی هزینه حسابداری است.

هزینه فرصت یکی از درخشان ترین بینش ها در اقتصاد است. این بدان معناست که وقتی برای هدف خاصی قرار می گیرد، به ناچار مزایای استفاده های دیگر را از دست می دهد. این هزینه فرصت قرار دادن آن در این هدف است.

هزینه حسابداری اغلب فقط می تواند منعکس کننده گذشته باشد، نه آینده، و اغلب نمی تواند به طور کامل هزینه واقعی عملیات شرکت را منعکس کند.

هزینه فرصت می تواند با دقت بیشتری هزینه منابع محدود یک شرکت را برای یک فعالیت تجاری خاص منعکس کند، در نتیجه تصمیم گیرندگان شرکت را مجبور می کند تا از منابع سازمانی به طور معقول تری استفاده کنند. هزینه فرصت هنگام تصمیم گیری تجاری بسیار مفید است.

(II) هزینه مستقیم و هزینه غیر مستقیم

ما هر هزینه ای را که می توان مستقیماً به عنوان کالای بار شناسایی کرد هزینه مستقیم می نامیم. برعکس، هر هزینه ای را که به راحتی نسبت داده نمی شود، یعنی نمی توان مستقیماً به عنوان بار شناسایی کرد و باید با روشی تخصیص یابد، هزینه غیرمستقیم نامیده می شود.

تقسیم هزینه ها به هزینه های مستقیم و هزینه های غیر مستقیم با قابلیت ردیابی آنها تعیین می شود. وقتی می خواهیم هزینه های بخش های مختلف و محصولات مختلف را با هم مقایسه کنیم، باید هزینه های مختلفی را جمع آوری و تخصیص دهیم. بنابراین، درک ماهیت مستقیم یا غیرمستقیم هزینه های مختلف بسیار مهم است.

(III) هزینه های قابل کنترل و غیر قابل کنترل

برای کاهش هزینه ها و کنترل هزینه ها و حصول نتیجه، باید مسئولیت ها را تقسیم کرده و اقلام هزینه ای خاص را به بخش ها یا افراد خاصی واگذار کنیم.

تقسیم هزینه های قابل کنترل و غیرقابل کنترل برای کنترل هزینه بسیار مهم است، به ویژه هنگام ارزیابی عملکرد کاری بخش.

(IV) هزینه های ثابت و هزینه های متغیر

هر مقدار هزینه ای که مستقل از تولید باشد و مقدار ثابت معینی را در یک دوره معین حفظ کند، هزینه ثابت نامیده می شود. هر مقدار هزینه ای که با افزایش یا کاهش تولید و تغییر به همان نسبت افزایش یا کاهش یابد، هزینه متغیر نامیده می شود.

علاوه بر هزینه‌های ثابت و هزینه‌های متغیر، یک هزینه نیمه متغیر نیز وجود دارد که با افزایش یا کاهش خروجی افزایش یا کاهش می‌یابد، اما به نسبت‌های مختلف تغییر می‌کند که به آن نیمه-هزینه متغیر می‌گویند. هزینه های نیمه متغیر باید از طریق روش خاصی تخصیص داده شود.

(V) هزینه های فردی و هزینه های متوسط ​​صنعت

هزینه های فردی سطوح هزینه منعکس شده از دیدگاه شرکت هستند که معمولاً از دیدگاه هزینه های حسابداری منعکس می شوند. هزینه های متوسط ​​صنعت، سطوح هزینه های عمومی است که از دیدگاه کل صنعت منعکس می شود.

علاوه بر طبقه‌بندی‌های فوق، دامنه هزینه‌ها را نیز می‌توان به هزینه‌های سرمایه‌ای، هزینه‌های ساخت بنگاه‌های جدید یا پروژه‌های جدید و هزینه‌های ساخت، هزینه‌های دوره و مالیات و غیره نیز با توجه به ترتیب وقوع هزینه‌ها تقسیم کرد که یکی یکی شامل می‌شود.

اصول، اقدامات و فرآیندهای کاهش هزینه

فعالیت های هزینه ای در هر پیوندی از فعالیت های تجاری سازمانی وجود دارد. اگر هدف کاهش هزینه درک نشود و هزینه بدون محدودیت کاهش یابد، هیچ چیزی محقق نخواهد شد.

(I) اصول کاهش هزینه

1. اصل مداخله همه جانبه

اصل مداخله جامع به مدیریت همه، همه کارکنان و کلیه فرآیندهای مدیریت هزینه اشاره دارد. همه چیز مدیریت تمام هزینه ها در عملیات شرکت است. همه کارکنان باید مدیران، پرسنل مهندسی و فنی و اکثریت کارکنان را بسیج کنند تا آگاهی از هزینه ها را ایجاد کنند، در فعالیت های مدیریت هزینه شرکت کنند و آنها را به مرحله اجرا درآورند. کل فرآیند مدیریت طراحی، ساخت و فرآیند فروش محصول و بازخورد اثر مدیریت برای کشف مشکلات است.

2. اصل مدیریت استثنا

ما باید روی موقعیت‌های فراتر از حد معمول تمرکز کنیم. تنها با تمرکز بر استثناهای غیرعادی و ارائه بازخورد اطلاعاتی می‌توانیم مشکلات برجسته و مهم را درک کنیم، مشکلات کلیدی را حل کنیم و از تحقق اهداف هزینه اطمینان حاصل کنیم.

3. اصل منافع اقتصادی

هدف از تقویت مدیریت هزینه ها کاهش هزینه ها و بهبود منافع اقتصادی بنگاه ها است. با این حال، بهبود منافع اقتصادی تنها متکی به کاهش تعداد مطلق هزینه ها نیست، بلکه مهمتر از آن، دستیابی به صرفه جویی نسبی است، یعنی معنای کاهش هزینه در پیشرفت علمی و فناوری.

نه تنها باید به کاهش هزینه های مطلق توجه کرد، بلکه باید بهبود کیفیت محصول و خروجی محصول را نیز تحلیل کرد که می تواند باعث کاهش هزینه ها و افزایش سود شود. ما باید رابطه بین کمیت، کیفیت، هزینه و منافع اقتصادی محصول را درک کنیم.

(II) اقدامات اصلی برای کاهش هزینه ها

1. طرفین مسئول را تقسیم کنید

با توجه به ویژگی های فرآیند تولید شرکت، محدوده اختیارات بخش های عملکردی و پرسنل مختلف، طرف های مسئول را در سطوح مختلف تقسیم کنید.

برای هر واحد تولیدی ثانویه (کارخانه شعبه، کارگاه) شرکت تقسیم بندی های معقولی انجام دهید، بخش تولید کمکی بدون خروجی محصول را به عنوان مرکز هزینه تعیین کنید، و بخش تولید را با کار-در-در حال انجام و خروجی محصول نهایی به عنوان مرکز هزینه تعیین کنید.

2. استانداردهای مدیریت هزینه را تدوین کنید

روش استاندارد کنترل هزینه عبارت است از فرموله کردن قیمت های تسویه داخلی برای مواد اولیه و هزینه های مختلف مصرفی، تعیین سهمیه برای مصرف تولید و مدیریت هزینه های محصول. روش کنترل بودجه به این صورت است که شرکت بودجه هزینه سالانه را به عنوان استاندارد مدیریت هزینه تدوین می کند.

3. اجرای مسئولیت های مدیریت هزینه

اصولی که در اجرای مسئولیت های مدیریتی باید رعایت شود عبارتند از: مسئول باید بداند چه مصرفی انجام داده است، مسئول روشی برای اندازه گیری مصرف خود دارد و مسئول زمانی که متوجه شد مصرف از برنامه منحرف می شود اقداماتی را برای تعدیل انجام دهد. تنها از این طریق می توان مسئولیت مدیریت را اجرا کرد.

4. اجرای مدیریت جامع هزینه

شکل‌گیری هزینه‌های محصول در کل فرآیند تولید و بهره‌برداری انجام می‌شود که شامل تمام پرسنل شرکت می‌شود. هر کارمند باید به طور فعال در مدیریت هزینه در ترکیب با موقعیت شغلی خود مشارکت کند.

ثانیاً، عوامل زیادی بر هزینه ها تأثیر می گذارند، از جمله عوامل عینی و عوامل ذهنی، عوامل فنی و عوامل مدیریتی. تمام عواملی که منجر به کاهش هزینه نمی شوند باید به شدت کنترل شوند.

سوم، شکل‌گیری هزینه‌های محصول از تحقیق و توسعه شروع می‌شود و از طریق آماده‌سازی تولید، تهیه مواد، فرآیند تولید، فروش محصول و خدمات پس از فروش-می‌گذرد. بنابراین، مدیریت هزینه باید در کل فرآیند انجام شود.

مدیریت هزینه ممکن است با مشکلات مختلفی روبرو شود. رایج ترین آنها انتخاب نامناسب اقلام کاهش هزینه ها، عدم همکاری و مشارکت کارکنان و یا عدم انگیزه برای اجرای طرح های کاهش هزینه است.

روش‌های یافتن نامناسب بودن: هزینه‌ها را با جزئیات درک کنید، صورت‌حساب‌ها را پیگیری و بررسی کنید، نقاط ضعف را پیدا کنید و دلایل را بیابید. رویه های قدیمی را لغو کنید و همه کارکنان به طور مشترک به دنبال راه هایی برای کاهش هزینه ها هستند. اهداف و نتایج را به طور مکرر با هم مقایسه کنید و اقدامات به موقع برای تعدیل و اصلاح شکاف ها انجام دهید.

(III) فرآیند کاهش هزینه ها

1. پیش بینی هزینه قبل از ساخت شرکت

هنگامی که یک شرکت تازه ساخته، توسعه یافته یا بازسازی می شود، باید طرح های متنوعی را ارائه دهد. مدیریت پیش‌بینی هزینه پیش‌بینی، انجام بهینه‌سازی پیش‌بینی هزینه در پیوندهای ساخت کارخانه، تبدیل محصول قدیمی و توسعه محصول جدید، و پیش‌بینی هزینه‌های مختلف هزینه در فرآیند تولید و عملیات به منظور کنترل مؤثر هزینه‌های مختلف است.

2. پیش بینی هزینه در فرآیند تولید و عملیات یک شرکت

پیش بینی هزینه در فرآیند تولید و عملیات یک شرکت عمدتاً شامل دو جنبه است: پیش بینی هزینه هدف و پیش بینی هزینه سهمیه.

هزینه هدف، سطح هزینه شرکت است که برای دستیابی به سود هدف در یک دوره معین در آینده برنامه ریزی شده است. این هدفی است که توسط شرکت در مدیریت هزینه برای یک دوره زمانی مشخص ایجاد شده است که منعکس کننده خواسته های ذهنی مدیران شرکت است.

ارزش مورد انتظار هزینه شرکت بر اساس تجزیه و تحلیل جامع عوامل مختلف شرکت است. هزینه هدف را می توان به عنوان تلاشی برای کاهش هزینه ها، لایه به لایه به هر مرکز هزینه تجزیه کرد.

هزینه سهمیه ای محدودیت هزینه ای است که با توجه به سهمیه های مصرف فعلی و بودجه های هزینه عادی جاری برای یک طراحی محصول خاص یا پس از انجام اقدامات تغییر فنی خاص ایجاد می شود. پیش بینی هزینه سهمیه مبنایی برای تدوین بودجه هزینه است.

3. در{1}}مدیریت هزینه فرآیند

هزینه هدف تشکیل شده توسط پیش بینی هزینه قبلی باید لایه به لایه به کارخانه شعبه، کارگاه، تیم بخش و حتی افراد و همچنین مرکز مسئولیت مانند بخش خرید تجزیه شود تا آنها را تشویق به انجام اقدامات مختلف برای کنترل هزینه واقعی تا حد امکان کمتر از هزینه هدف کند.

در مقایسه با مدیریت هزینه قبلی، هزینه کاهش یافته توسط-مدیریت هزینه در فرآیند بخش کوچکی است، اما با مدیریت هزینه تولید جدا شده در گذشته بسیار متفاوت است. اول اینکه بدون هدف بر خودسری غلبه می کند و دوم اینکه نقش تضمینی در تحقق تفاوت هزینه قبلی (بخش بزرگ) ایفا می کند. بنابراین،{3}}مدیریت هزینه در فرآیند به بخش بسیار مهم و ضروری در کل سیستم مدیریت هزینه تبدیل شده است.

ایجاد سیستم گزارش هفتگی هزینه تولید برای تغییر روش حسابداری سنتی دوره ماهانه است. پس از پایان ماه، تکمیل هزینه هر واحد تولیدی به یک نتیجه قطعی تبدیل شده است. استقرار سامانه گزارش هفتگی هزینه تولید با واحد هر مرکز هزینه، بازخورد به موقع و اصلاح وضعیت هزینه غیرعادی رخ داده در هفته گذشته.

استقرار سامانه گزارش هفتگی هزینه تولید مستلزم آن است که جمع آوری مواد و اندازه گیری هزینه های مختلف در واحدهای هفتگی باشد که این امر موجب افزایش حجم کار برخی از پرسنل مالی مردمی می شود. در مراحل اولیه استقرار این سیستم مشکلات خاصی وجود خواهد داشت، اما مزایای آن پس از عادت کردن به آن ظاهر می شود.

مدیریت هدف هزینه قابل کنترل به این معنی است که کاهش هزینه عمدتاً برای کاهش هزینه های قابل کنترل است. هزینه ها را می توان از طریق حسابداری تیمی یا حساب های شخصی تجزیه کرد و واحدهای مسئولیت هزینه را می توان تا حد امکان کوچک تقسیم کرد. آنها را می توان به ارزیابی هدف و حقوق و دستمزد شخصی مرتبط کرد تا اشتیاق کارکنان را برای کاهش هزینه ها بسیج کند. سیستم وتوی هزینه زمانی باید رعایت شود که هزینه ها از استاندارد بیشتر شود. علائم افزایش هزینه منعکس شده در گزارش هفتگی باید به سرعت کشف و برای اصلاح آنها تدابیری اتخاذ شود.

4. مدیریت هزینه پس از فروش

میانگین هزینه اجتماعی یا هزینه هدف برای کنترل کمترین هزینه از قبل و هزینه استاندارد برای کنترل کمترین هزینه واقعی در فرآیند استفاده می شود. یک پیوند به پیوند دیگر متصل شده و به صورت ارگانیک با هم ترکیب شده است. بنابراین، در پایان دوره، ترکیب هزینه واقعی را می توان به هزینه متوسط ​​اجتماعی، تفاوت کنترل هزینه قبلی، در{2}}تفاوت کنترل هزینه فرآیند و تفاوت هزینه پس از آن تقسیم کرد. دلایل عملکرد هر مرکز مسئولیت از قبل و در فرآیند به تفصیل تجزیه و تحلیل می شود و برای کنترل آینده بازخورد داده می شود. مرزهای قدرت و مسئولیت هر مرکز مسئولیت به وضوح مشخص شده است، به طوری که با مصرف کمتر تولید، تا حد ممکن ارزش ایجاد کند.

مدیریت هزینه پس از عمل مساوی است با "پست-مرگ". مازاد هزینه فعلی برگشت ناپذیر است. اهمیت آن باید نقطه شروع چرخه کاهش هزینه بعدی باشد تا اشتباه مشابهی مرتکب نشود و روش مدیریت هزینه بهتری برای دستیابی به هدف کاهش هزینه پیدا شود.

روش های اصلی کاهش هزینه ها

(I) ایجاد یک سیستم مدیریت هزینه

1. سیستم سازمانی

سازمان به راهی اطلاق می شود که افراد در فعالیت هایی برای یک هدف مشترک شرکت کنند. در سازمان‌های شرکتی، اهداف معمولاً به چندین هدف فرعی تقسیم می‌شوند که توسط بخش‌های عملکردی مربوطه تکمیل می‌شوند.

هدف مدیریت هزینه یکی از اهداف فرعی اصلی- شرکت است و بخش تولید، بخشی است که بیشترین کارمندان را دارد و بیشترین تأثیر را بر عملکرد شرکت دارد. یکی از مهم ترین سیستم های سازمانی شرکت است.

به منظور ایجاد مزیت رهبری هزینه، به طور کلی ایجاد یک "مرکز هزینه" ضروری است. مرکز هزینه یک واحد سازمانی با هدف دستیابی به کمترین هزینه است. بخش خاص مرکز هزینه را می توان با توجه به ساختار سازمانی بخش تولید شرکت به طور منطقی تقسیم کرد. سیستم سازمانی پیش نیاز مدیریت هزینه موثر و ایجاد مزیت های هزینه است.

2. سیستم اطلاعاتی

مدیریت مالی به عنوان "زبان تجاری" یک شرکت، سیستم های اطلاعاتی مربوطه را برای مدیریت شرکت فراهم می کند و سیستم اطلاعاتی سیستم مدیریت هزینه نیز به عنوان سیستم حسابداری مسئولیت شناخته می شود. سیستم حسابداری مسئولیت بخشی از سیستم حسابداری شرکت است و مسئولیت اندازه گیری، انتقال و گزارش اطلاعات مورد استفاده در مدیریت هزینه را بر عهده دارد.

3. سیستم ارزیابی و پاداش

سیستم ارزیابی و پاداش عامل مهمی در دستیابی به مزیت هزینه است. تکمیل کار هر مرکز هزینه، یعنی واحد مسئول هزینه را بر اساس استاندارد بودجه هزینه، ارزیابی و ارزیابی می کند. واحدهایی که وظایف را به خوبی انجام می دهند پاداش می گیرند و واحدهایی که وظایف را ضعیف انجام می دهند مجازات می شوند تا مزیت های هزینه طولانی مدت- و موثر را حفظ کنند.

(II) ایجاد یک سیستم هزینه استاندارد و هزینه هدف

به منظور کنترل هزینه ها، استفاده از روش هزینه استاندارد روشی موثر در مدیریت هزینه است. در هزینه استاندارد، «ضایعاتی» که نباید اتفاق بیفتد اساساً منتفی است، بنابراین یک استاندارد هزینه در نظر گرفته می شود که باید تکمیل شود.

هزینه استاندارد باید منعکس کننده اهداف و الزامات تجاری شرکت باشد و عمدتاً برای اندازه گیری کنترل هزینه و کارایی کار در فرآیند تولید محصول استفاده می شود.

1. طبقه بندی هزینه استاندارد

هزینه استاندارد را می توان با توجه به فناوری تولید و سطح مدیریت شرکت به دو نوع تقسیم کرد: هزینه استاندارد ایده آل و هزینه استاندارد معمولی.

هزینه استاندارد ایده آل به کمترین هزینه ای اطلاق می شود که در شرایط بهینه تولید با استفاده از مقیاس و تجهیزات موجود می توان به دست آورد. مبنای تدوین بهای تمام شده ایده آل، استاندارد عملکرد نظری، قیمت ایده آل فاکتورهای تولید و بالاترین سطح تولید و بهره برداری ممکن است.

هزینه استاندارد معمولی به هزینه استانداردی اطلاق می شود که در شرایط کارایی خوب بر اساس سطح مصرف عمومی تولید فرموله شده است. هنگام محاسبه این هزینه استاندارد، زیان های اجتناب ناپذیر در فرآیند تولید نیز محاسبه می شود تا با تولید واقعی مطابقت داشته باشد و به یک استاندارد هزینه عملی تبدیل شود.

از نظر کمیت، هزینه استاندارد معمولی باید بیشتر از هزینه استاندارد ایده آل باشد، اما باید کمتر از میانگین تاریخی باشد. در سیستم هزینه استاندارد باید از هزینه استاندارد معمولی استفاده شود. هدف از هزینه استاندارد ایده آل آشکار ساختن پتانسیل کاهش هزینه است، زیرا استانداردی که پیشنهاد می کند بسیار بالا است و نمی تواند به عنوان مبنایی برای ارزیابی استفاده شود.

2. تدوین هزینه استاندارد

فرمول بندی هزینه استاندارد معمولاً در سه جنبه انجام می شود: هزینه مستقیم مواد، هزینه کار مستقیم و هزینه ساخت. هنگام تنظیم هزینه استاندارد، معمولاً ابتدا هزینه استاندارد مواد مستقیم و نیروی کار مستقیم، به دنبال آن هزینه استاندارد هزینه ساخت و در نهایت هزینه استاندارد محصول واحد تعیین می شود.

هنگام تنظیم هزینه استاندارد، صرف نظر از اینکه کدام آیتم بهای تمام شده، باید به ترتیب استاندارد استفاده و استاندارد قیمت آن را تعیین کرد و این دو را ضرب کرد تا استاندارد هزینه بدست آید.

3. هزینه هدف

اگرچه هزینه استاندارد و هزینه هدف می توانند به عنوان مبنای مدیریت هزینه مورد استفاده قرار گیرند، معانی، ایده های راهنما و روش های تدوین متفاوت است. "هزینه استاندارد" در اوایل قرن بیستم ظاهر شد و محصول ترکیبی از مدیریت علمی استانداردسازی عملیات و مدیریت هزینه است.

"هزینه هدف" در دهه 1950 ظاهر شد و محصول ترکیب مدیریت هزینه و مدیریت هدف است که بر اجرای مدیریت هدف برای هزینه ها تاکید دارد.

 

فرمول بندی هزینه هدف از هدف کلی کسب و کار شرکت شروع می شود و به اهداف خاص در سطح پایه تجزیه می شود. هنگام تدوین، بر مشارکت خود مجری و کمک متخصصان برای ارائه کامل شور و شوق مدیران در همه سطوح تأکید می کند.

در مقایسه با هزینه استاندارد، هزینه هدف می تواند نقش محرکی در اهداف روشن داشته باشد، که می تواند مدیران مرکز هزینه را به انتخاب خودجوش روش های موثرتر برای دستیابی به اهداف تشویق کند و افراد را برای دستیابی به اهداف هزینه شرکت با سخت کوشی تشویق کند.

(III) مدیریت هزینه مسئولیت

1. اصل مسئولیت جمع آوری هزینه

سایر روش های مدیریت هزینه بر اساس کل شرکت است و نمی تواند به طور موثر هزینه های کارگاه های تولیدی خاص را مدیریت کند. دلیل آن این است که بخش زیادی از هزینه های متحمل شده توسط کارگاه تولیدی خارج از کنترل کارگاه است، بنابراین انجام ارزیابی دقیق غیرممکن است.

برای کارگاه تولید فقط می توان آن را با توجه به هزینه های قابل کنترل آن مدیریت و ارزیابی کرد. جمع آوری هزینه های مسئولیت بر اساس اصل کنترل پذیری است که مهمترین ویژگی هزینه های مسئولیت است. به اصطلاح کنترل پذیری به این اشاره دارد که آیا مصرف متحمل شده توسط محصول در طول فرآیند تولید توسط یک مرکز مسئولیت خاص قابل کنترل است یا خیر.

به عنوان مثال، مصرف مواد را می توان به دو جنبه تقسیم کرد: قیمت و مصرف. برای بخش تولید، هزینه مصرف مواد هزینه قابل کنترل آنها است، در حالی که هزینه قیمت یک هزینه غیرقابل کنترل است. برای بخش خرید، هزینه قیمت مواد یک هزینه قابل کنترل است، در حالی که هزینه مصرف یک هزینه غیرقابل کنترل است.

با این وجود، برای کل شرکت، تمام مصرف هزینه قابل کنترل است، اما موضوع قابل کنترل متفاوت است. کنترل پذیری هزینه مسئولیت شرط اساسی برای مدیریت صحیح هزینه مسئولیت و ارزیابی موثر است.

2. روش مدیریت هزینه مسئولیت

هزینه مسئولیت هدف جمع آوری هر مرکز مسئولیت است. مواد، نیروی کار و هزینه های متحمل شده توسط هر مرکز مسئولیت برای تولید محصولات مختلف با هم جمع می شوند تا هزینه مسئولیت را تشکیل دهند. با توجه به ویژگی های مدیریت هزینه مسئولیت، یک سیستم حسابداری هزینه مسئولیت باید ایجاد شود تا از پیشرفت روان مدیریت هزینه مسئولیت محافظت کند.

این امر شامل تقسیم روشن مراکز مسئولیت و اجرای کارهای اساسی مختلف با توجه به الزامات محاسبه هزینه مسئولیت از جمله سهمیه، بازرسی کیفیت، سوابق اصلی، تنظیم قیمت تسویه داخلی و استقرار و بهبود سیستم کنترل داخلی است.

هزینه مسئولیت بخش مهمی از ارزیابی هزینه است. از طریق ارزیابی، هر مرکز مسئولیت پذیری به کنترل و کاهش هزینه های مختلف و در نتیجه کنترل و کاهش هزینه های تولید محصولات مختلف تشویق می شود.

3. ارزیابی و پاداش و مجازات مراکز مسئولیت هزینه

مهم نیست که یک شرکت از کدام روش مدیریت هزینه استفاده می کند، ارزیابی و پاداش ها و مجازات های واحدهای تولیدی در واقع بر اساس هزینه های مسئولیت است.

برای کنترل هزینه ها و هزینه ها، ابتدا بر اساس بودجه هزینه مسئولیت مرکز هزینه، اطمینان حاصل شود که هزینه مسئولیت هر واحد تولیدی از بودجه بیشتر نباشد. برای ارزیابی بهای تمام شده واحدهای تولیدی، عملکرد هزینه واقعی هر مرکز هزینه باید با بودجه هزینه مسئولیت مقایسه شود و اقدامات پاداش و تنبیه مربوطه باید برای اطمینان از کاهش هزینه های شرکت اتخاذ شود.

 

ارسال درخواست

whatsapp

skype

ایمیل

پرس و جو