بیایید نگاهی به داستانی در مورد تعمیر و نگهداری بیندازیم:
اشتاینمنز، مهندس برق آمریکایی آلمانی الاصل، در اوایل قرن بیستم به ایالات متحده مهاجرت کرد و در یک شرکت کوچک مشغول به کار شد. در این زمان یک موتور شرکت فورد در آمریکا خراب شد و بسیاری از مردم نتوانستند آن را در عرض دو یا سه ماه تعمیر کنند و به همین دلیل استاینمنز را با ناامیدی دعوت کردند. Steinmenz با دقت در کنار موتور مشاهده کرد و دو روز بعد علت خرابی را فهمید.
تصویر
با گچ روی پوسته موتور خطی کشید و گفت: موتور را روشن کنید و سیم پیچ داخلی را شانزده دور در علامت کم کنید. Steinmenz برای تعمیر موتور 10 دلار،000 نقل قول کرد.
رئیس از او خواست که فهرستی از هزینه ها تهیه کند. Steinmenz نوشت: "از گچ برای کشیدن 1 دلار استفاده کنید و بدانید که کجا باید 9999 دلار بکشید." فورد آن را پرداخت و او را به شدت استخدام کرد.
حقیقتی که این داستان به همه میگوید باید بسیار واضح باشد: کشیدن یک خط آسان است، اما دانستن اینکه کجا آن را بکشید کار آسانی نیست. فناوری ارزشمند است!
اتفاقا برادرم هم وارد ردیف تعمیر و نگهداری ماشین ابزار CNC شد و پانزده سال است که در این صنعت فعالیت می کند. نه برای چیز دیگری، عمدتاً برای علاقه!
اما برادر بعد از ورود ناامید شد! برادر زمان زیادی را صرف مطالعه اصول مدار، ساختارهای مکانیکی و غیره کرد. برای انجام کارها در روز، دیگران می توانند بنشینند و تلویزیون تماشا کنند، چت کنند و شب بخوابند، و من باید کتابی در دست بگیرم و آن اصول خسته کننده را آنجا مطالعه کنم. مشتریان عزیز آیا به این موضوع فکر کرده اید؟
در روزهای تعطیل همه می توانید برای بازدید از کوه ها و رودخانه ها بیرون بروید و با شما دوست شوید، اما ما فقط می توانیم جلوی کامپیوتر بمانیم و جلوی کتاب ها مطالعه کنیم. مشتریان و دوستان عزیز، آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید؟ شاید بگویید شما هم می توانید برای بازی بیرون بروید و هیچکس شما را مجبور به این کار نمی کند، اما مشتریان عزیز آیا تا به حال به این فکر کرده اید که اگر همه دانش جدید و فناوری جدید را مطالعه نکردند، به سراغ چیزهای قدیمی را مرور کنید، آیا ماشین ابزار CNC شما به تنهایی قابل تعمیر است؟ اگر می توانید، چرا باید آن را تعمیر کنید؟
من هر روز با چنین مشتریانی ملاقات می کنم. پس از بررسی دستگاه، قیمت توافق شده و دستگاه تعمیر شده است. وقتی زمان پرداخت پول می رسد، این و آن را می پرسم و وقتی می بینم قطعات تعویضی وجود ندارد یا قطعات تعویضی کمی دارند، همان جا هستم. پر حرف است، می گویند این قطعه ارزشش را ندارد، اما ارزش آن هم ارزان است، بنابراین می خواهم بپرسم اینجا قطعه می فروشید یا فناوری؟
می خواهید قطعات بخرید و برای خرید به فروشگاه قطعات مراجعه کنید. چرا منو میخوای؟ من اصلا قطعات نمیفروشم! شما فقط می خواهید مقداری کمتر بدهید و من می توانم خیلی واضح به شما بگویم که نمی توانید یک قطعه را از دست بدهید! اگر برادر نشدی، می توانی آن را به تو برگردانی. !برادر همچنین اغلب با برخی از مشتریان به اصطلاح مواجه می شود که مشکلات دستگاه را بررسی می کنند اما از تعمیر آنها خودداری می کنند و از پرداخت هزینه بازرسی خودداری می کنند. فقط بگو کمکم می کنی نگاه کنم، می خواهم بگویم چرا باید کمکت کنم نگاه کنی؟ ممکنه روزی معده درد کنی و نخواهی برای درمان پول خرج کنی، باز هم می توانی بروی بیمارستان و به دکتر بگویی، می توانی کمکم کنی، من می میرم!
پس لطفا به همدیگه احترام بذارین الان حقوقتون بالا رفته قیمت ها هم بالا رفته ما چی؟ اگر می خواهید زنده بمانید، آیا ما به آن نیاز نداریم؟ بیش از حد گران؟ اگر خراب شد می توانید یک جدید بخرید، پس چرا آن را تعمیر کنید! جدید به شما چندین سال گارانتی می دهد و تعمیر شده فقط ممکن است یک ماه گارانتی داشته باشد پس ارزشش را ندارد! درست است، خدایا!
اینقدر شایعات هست که وقت ندارم! داداش هنوز همون جمله هست: چیزی که میفروشی تکنولوژیه نه لوازم جانبی لطفا احترام بذار برادر!
بعد از خواندن این مقاله، اگرچه نویسنده با لحنی کنایه آمیز صحبت می کند، اما سخنان او بی ادبانه نیست. فناوری و خدمات ارزشمند و قابل احترام هستند!




