برای اینکه یک برنامه نویس خوب باشید، باید پنج قلب داشته باشید: فروتنی، مراقبت، صبر، مسئولیت پذیری و قدردانی. نیازی به توضیح نیست، همه می فهمند که با این پنج دل، خیلی کارها به خوبی انجام می شود، اما آیا واقعاً می توانید استاد برنامه نویسی شوید؟
خیلی ها پرسیده اند آیا استادان برنامه نویسی به ده یا هشت سال تجربه نیاز دارند؟ اگر نه، منظور از یک استاد برنامه نویسی واقعی بودن چیست؟ امروز در مورد دیدگاه شخصی خود در این مورد صحبت خواهم کرد و اتفاقاً برخی از کارهای برنامه نویسی و تجربیات تدریس خود را در این سالها خلاصه خواهم کرد.
اول از همه، یک مشکل را بشناسید، یعنی مدت زمانی که یک فرد در یک صنعت کار می کند به معنای سطح شخصی او نیست. زیرا افراد زیادی هستند که فقط در محل کار خود سر و کله می زنند یا به صورت مکانیکی کار می کنند. ده هشت سالی است که کار می کنند و چیزهایی که می دانند در نهایت مثل قبل است. برعکس، اگر کارها را با قلب خود انجام دهید، در یک یا دو سال سطح از کسانی که ده یا هشت سال تجربه دارند پیشی می گیرد.
تصویر
01
برای یک استاد برنامه نویسی چه چیزی لازم است؟
بالاترین حالت یک استاد برنامه نویسی این است: برای تکمیل رضایت بخش ترین چیز برای مشتری با ساده ترین مسیر ابزار و سریع ترین سرعت پردازش.
سادگی ساده و سلیقه ای است. این سلیقه در درک جزئیات برنامه نویسی تجسم یافته است. هر قسمت کوچک باید با دقت فکر شود. به عنوان مثال، کار اپراتور، ساختار قالب، گیره، جرقه الکتریکی، جهت، قالب پرنده صرفه جویی در قالب، اتصال، هزینه ابزار و غیره در نظر گرفته می شود.
سریع ترین سرعت پردازش به این معنی نیست که تعداد برنامه ها سریع است. گاهی اوقات مجموع زمان نوشتن چندین مسیر ابزار و ترکیب آنها برای تکمیل پردازش یک مکان خاص کمتر از زمانی است که برای یک چند کانال در اختیار دارید. یک چیز این است که در مورد ویژگی های هر روش پردازش واضح باشد. به عنوان مثال، اگر از روش کانتور برای خشن کردن استفاده می کنید، باید چاقو را کمتر بلند کنید، سریعتر راه بروید و مسیرهای ابزار خط مرجع و غیره داشته باشید.
و چیزی که مشتریان بیشتر از آن راضی هستند این نیست که هرچه قطعه کار شما روشن تر باشد، رضایت بیشتری دارد. این سوءتفاهم بسیاری از مردم است. آنها کورکورانه کمال مسیر ابزار را دنبال می کنند، قطعه کار روشن است، صرف نظر از زمان، ساختار قالب را درک نمی کنند و هدف قطعه کار را درک نمی کنند. هر مکانی شفاف است و برای هر مکانی که قابل پردازش نباشد از مس استفاده می شود. برای جرقه های عمومی، هر سطح دارای نور چاقوی R است و تحمل آن بسیار کم، فاصله گام کوچک است و زمان زیادی می برد. معمول ترین مثال، موقعیت قالب دمنده است که از هوا اجتناب می کند. نمی دانم کجاست. لعنتی معلوم شد جای قشنگی بود ولی خیلی طول کشید ولی مشتری راضی نبود چون اون جاها بی فایده بود زمان رو به تعویق انداختی و کالا را در اسرع وقت تحویلش ندادی و معطل کردی چرخه قالب کپک های زیادی هم هستند که قرار است در آفتاب خشک شوند و چیزی که می خواهند حس یخ زدگی است. مهم نیست که چقدر طاس آن را فرآوری کنید، باز هم به همان روش در آفتاب خشک می شود. بنابراین، آنچه مشتری بیشترین رضایت را از آن دارد این است که کار خود را در سریع ترین زمان ممکن و در عین حال برآورده کردن نیازهایش تکمیل کند.
02
تجزیه و تحلیل نبرد واقعی
در مرحله بعد، نرم افزار برنامه نویسی Powermill را به عنوان مثال در نظر بگیرید تا موارد کاربردی را خلاصه کنید.
(1) آماده سازی
یک کار مهم قبل از خشن کردن وجود دارد، یعنی موقعیت قرارگیری مدل، تقسیم آن به وسط یا یک طرف، بالا صفر باشد یا پایین شمارش شود، طول در x قرار گیرد. جهت یا غیره و غیره اینها ابتدا باید انجام شود. واضح بفرمایید وگرنه برنامه نویسی شما هر چقدر هم خوب یا سریع باشد بی فایده خواهد بود. البته مواد مورد پردازش نباید اشتباه گرفته شوند. بسیاری از برنامه نویسان و اپراتورها قاب های قالب جلو و عقب را برعکس کرده اند و برخی مواد اشتباه را برداشته اند.
اگر میخواهید این کار را به خوبی انجام دهید، معمولاً باید بیشتر با مافوق خود ارتباط برقرار کنید. اگر موقعیتی دارید، برای استفاده از دستگاه عجله نکنید. باید بیشتر تأمل کنید و بیشتر با اپراتور ارتباط برقرار کنید. منظور خود را به وضوح برای او بیان کنید تا منظورتان را اشتباه متوجه نشوید، بهتر است آن را با خودکار علامت گذاری کنید، کدام قطعه از مواد، چه جهتی، چگونه مکان یابی و شمارش شود. ساختارهای قالب نیز وجود دارد، بنابراین من متواضعانه از کارگران اتاق قالب برای مشاوره می خواهم و اگر وقت دارید می توانید اطلاعاتی را از اینترنت دانلود کنید.
(2) خشن
Roughing معمولاً اولین مسیر ابزار است و زمان پردازش طولانی تر است، بنابراین بسیار مهم است که آن را به خوبی برنامه ریزی کنید. متداول ترین استراتژی ماشینکاری مورد استفاده برای خشن کردن، حذف ناحیه مدل است. مواردی که باید به آنها توجه کرد عبارتند از:
1) در انتخاب ابزار، نکته ای که باید مورد تاکید قرار گیرد این است که خیلی ها به آن اهمیت نمی دهند، یعنی زمانی که می توان کار را در یک زمان تکمیل کرد، هزینه ابزار را بیشتر در نظر گرفت. به این ترتیب ارزش بیشتری برای شرکت یا رئیس خصوصی ایجاد می کنید و عملا ارزش خود را افزایش می دهید.
2) اگر حاشیه زیاد باشد بار مسیر برش بعدی سنگین و اگر خیلی کم باشد ممکن است بیش از حد برش داده شود. به خصوص حاشیه چاقوی پرنده باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. برای مثال، حاشیه D30R5 باید 0.5 میلیمتر در طرف و 0.2 میلیمتر در پایین باشد.
3) Cut in and out، هر دو cut out را می توان روی هیچ تنظیم کرد، cut in را می توان روی دو تنظیم کرد، گزینه اول را می توان روی یک قوس افقی و گزینه دوم را می توان در جهت مایل قرار داد.
4) از پا گذاشتن روی چاقو که با تعیین آستانه انجام می شود جلوگیری کنید.
5) چاقوی ضد خفگی که با گرد کردن مسیر ابزار انجام می شود، معمولاً مقداری بالاتر از 0.1 تنظیم می شود.
6) خشن کردن، به خصوص اگر بریدگی در پهلو وجود داشته باشد. هنگامی که برش نمی تواند ادامه یابد، قسمت خالی باید به طور مناسب تنظیم شود. گاهی اوقات برای بهبود کارایی خشن کردن، حتی می توانید مرز را خودتان ترسیم کنید و سپس مرز را خالی کنید. علاوه بر پاکسازی ناحیه مدل، زبر کردن گاهی اوقات از کانتور، پردازش خط مرجع، پاکسازی ناحیه کانتور (بیشتر در سطح نزولی استفاده می شود)، پاکسازی ناحیه منحنی دوبعدی (کمتر استفاده شده)، تکمیل موازی (کاهش سطح استفاده شده در هنگام استفاده) و غیره استفاده می کند. . هیچ قانون مرده ای برای استفاده از مسیر ابزار وجود ندارد. تا زمانی که نیازهای شما را برآورده می کند و ایمن و سریع است، می توانید به طور انعطاف پذیر از آن استفاده کنید. این دقیقا همان «انعطاف پذیری عملی» است که من برای دانشجویان برنامه نویسی از آن دفاع می کنم.
(3) دو نور ضخیم یا متوسط
عموماً از کانتور استفاده می کنید تا تمام مسیر را طی کنید و کمربند نور وسط و ضخامت دوم را می توان در یک زمان انجام داد، مانند چاقو D17R0.8. از جمله به موارد زیر توجه کنید:
1) چاقوی ضد اکستروژن، که از طریق خالی های اضافی به دست می آید.
2) برای جلوگیری از پا گذاشتن روی چاقو با حذف مسیر چاقو کامل می شود.




